Category Archives: cc- خلاصه قسمت اخر سریال ها

cc- خلاصه قسمت اخر سریال ها

خلاصه آخرین قسمت سریال ترکی مرحمت

خلاصه آخرین قسمت سریال ترکی مرحمت

 

خلاصه آخرین قسمت سریال ترکی مرحمت


خلاصه آخرین قسمت سریال ترکی مرحمت

سریال مرحمت مدتی است که در حال پخش از شبکه های مختلف ماهواره ای میباشد. در این پست تصمیم داریم تا خلاصه ای کوتاه از این سریال را برایتان قرار دهیم.
خلاصه داستان : نارین دختر موفقی است که با خانواده اش زندگی می کند. پدری دارد معتاد به الکل که شغل ثابتی هم ندارد و مدام نارین را کتک می زند. تنها چیزی که نارین از دنیا می خواهد این است که زن موفقی شود و بتواند مستقل زندگی کند و روی پای خودش بایستد.
به همین دلیل در کنار درس خواندن کار هم می کند.پدرش موافق درس خواندن او نیست و می خواهد به جای مدرسه رفتن کار کند و درآمدش را به او بدهد به همین دلیل دور از چشم پدر معتادش ، کار می کند تا بتواند پول هایش را برای خود پس انداز کند وزندگی مستقلی که همیشه آرزویش را دارد شروع کند…

از طرفی نارین یک خواهر کوچک تر به نام سازیه دارد که همیشه طرفدار نارین است و و یک برادر بزرگتر هم دارد که مدام به نارین فشار می آورد که ترک تحصیل کند.
مادر نارین چون دوست ندارد جو خانه متشنج باشد با هر مشاجره ای مخالفت می کند. به همین دلیل او هم طرفِ شوهرش است و از نارین جانبداری نمی کند.نارین تلاش می کند که قوی باشد و در این شرایط بتواند روحیه اش را حفظ کند و شاد باشد.
بالاخره نارین امتحان ورودی دانشگاه بین المللی را قبول می شود و برای ادامه ی تحصیل در رشته حقوق به استانبول می رود و زندگی جدیدی را آغاز می کند و دیگر هرگز نه به خانواده اش زنگ می زند و نه به دیدن آن ها می رود. می خواهد تمام گذشته و تلخی هایش را فراموش کند.در استانبول با دختری ثروتمند به نام دنیز هم خانه می شود که واقعا” دختری دوست داشتنی و مهربان است آنها خیلی زود با هم مثل دو خواهر صمیمی شدند.دنیز همیشه نارین را کمک می کرد و نمی خواست فقر به او آسیبی برساند.
زمانی هم که نارین وکیلی موفق شد هرگز محبت های دنیز را فراموش نکرد و همیشه به دیدن دوست صمیمی و مهربانن خود می رفت.
تا این که یاسمین ، خواهر کوچک دنیز با نامزدش فیرات از سوئد برگشتند و همه چیز عوض شد. نارین ،فیرات را بلافاصله شناخت اما ترجیح داد به روی خودش نیاورد و چیزی نگوید.
فیرات ، نامزدِ خواهر دنیز اولین عشق نارین بود و نارین هرگز او را فراموش نکرده بود. در واقع انها هر دو عاشق هم بودند .فیرات ، در مورد گذشته ی نارین خیلی چیزها را برملا کرد………در این داستان شما با تجربه های تلخ و شیرین زندگی پر فراز و نشیب نارین همراه می شوید.

سریال ترکی مرحمت با بازی اوزگو نمل در نقش نارین طرفداران زیادی را به خود اختصاص داده است. این سریال هم اکنون در حال پخش از شبکه های مختلف میباشد.

داستان قسمت آخر :

در قسمت های آخر سریال مرحمت،خواهر دنیز “ایرماک” و عشق اول نارین یعنی فرات تصمیم به جدایی می گیرند ولی به هیچ کس این موضوع را بازگو نمی کنند و با ظاهر سازی وانمود می کنند که در حال تدارک مراسم عروسی هستند. در همین حین ایرماک مشغول طراحی نقشه های شیطانی است.
شادیه پیدا شده و با خواهرش نارین مشغول زندگی کردن است.
به نظر می رسد شادیه از قبل باردار شده بود و تصمیم داشته نوزادش را به یک خانواده برای سرپرستی بدهد. ولی تاکنون معلوم نشده است که بچه به دنیا آمده یا نه!
از آن طرف دنیز رابطه اش با نامزدش به هم خورده است و به تازگی دل به سرمد سپرده است.حتما از خودتان می پرسید که سرمد کیست؟ سرمد پسر روستایی ای است که از اول عاشق نارین بوده است و از دور حواسش به نارین است.
تا این جای داستان را داشته باشید تا ادامه قسمت های آخر را در همینجا منتشر کنیم.

test 12345

Test

 

با پوزش هنوز در صفحه ی درخواستی مطلبی گذاشته نشده است

 

لطفا مجدداً تلاش کنید

خلاصه قسمت آخر سریال نیک و بد / کوزی گونی

خلاصه قسمت آخر سریال کوزی گونی

( خلاصه قسمت آخر سریال بد و نیک )

 

خلاصه قسمت اخر سریال کوزی و گونی

سریال کوزی گونی

خلاصه قسمت اخر سریال کوزی و گونی

 

 خلاصه قسمت آخر سریال کوزی گونی

کوزی و گونی دو برادر از یک خانواده متوسط هستند و پدرشان نانوا محله هست و آدمی خشن و مستبد است. در همسایگی این دو برادر دختری به نام جمره زندگی می کند که دو برادر پنهانی به او علاقه دارند تا این که شبی کوزی با خریدن هدیه ای می خواهد راز دلش را برای …

در همسایگی این دو برادر دختری به نام جمره زندگی می کند که دو برادر پنهانی به او علاقه دارند تا این که شبی کوزی با خریدن هدیه ای می خواهد راز دلش را برای جمره فاش کند.
اما برادرش گونی زودتر از او رسیده و کوزی خشمگین به خانه بر می گردد و با پدرش درگیر می شود و از خانه بیرون می رود.

گونیبه خانه بر می گردد و وقتی از ماجرا اطلاع پیدا می کند به دنبال کوزی می رود و او را در خیابان میابد و سوار ماشین می کند.
در ماشین بحث شان بالا می گیرد و در این بین گونی که راننده بود با پسری تصادف می کند و پسر کشته می شود.

اما کوزی این تصادف را به گردن می گیرد و راهی زندان می شود.
حالا زمان حال هست و کوزی از زندن آزاد می شود و به محله بر می گردد.
در آن طرف دختری ثروتمند عاشق گونی می شود و درست چند روز بعد از نامزدی گونی با جمره به نوعی روابط این دو را بهم می زند تا خود حاکم قلب گونی شود.
در این بین کوزی که در زندان بوکسور ماهری شده است برای امرار معاش به مسابقه های خیابانی بوکس روی میاورد تا این که فرهاد کسی که در زندان کوزی را اذیت می کرد را می بیند و به دنبال او می افتد تا انتقام بگیرد و …..
کوزی به زینب نزدیکتر می شه ولی باباش اشتباه درک می کنه و فکر می کنه کوزی از سیمای خوشش میاد و از سیمای می خواد که بیاد و با اونا زندگی کنه

سیمای میاد خونه کوزی و زینب احساس می کنه که بهش خیانت شده در حالیکه پدر کوزی سامی سیمای رو مثل دختر خودش می دونه ولی هندان خانم از سیمای بدش میاد.

گونی و بانو کارشون رو شروع می کنن که به واسطه بستن قرارداد توسط گونی این کار می گیره زینب هم کارشو شروع می کنه و موفق هم هست بعد اتفاق مهمه دیگه ای که در این قسمت میفته اینه که تو یک جشن سیمای برای اولین بار بوسه کوزی و زینب رو می بینه

بانو زینب و کوزی رو با هم در آنتالیا می بینه سیمای خبر دار می شه که کوزی و زینب در آنتالیا با هم بودن و شب رو هم با هم گذروندن . کوزی و زینب برمی گردن و کوزی زینب رو تا خونشون همراهی می کنه چرا که پدرش خیلی عصبانیه تو خونه بانو اینا هم خیلی درگیری می شه که به خاطر باریشه
سیمای به شکل اتفاقی قضیه تصادف رو می فهمه و می خوا که از این فرصت نهایت استفاده رو بکنه و از طرفی خانواده بانو هنوز دچار درگیری های خانوادگی هستندکه مامان گونی از گونی می خواد که با خانواده بانو بیشتر آشنا بشه سیمای همه که از خانواده ترد شده بود می خواد که دوباره با سومر تازکان ملاقات داشته باشه از طرفی هم علی بهش شک می کنه و تعقیبش می کنه و می فهمه که سو زنش بیجا نبوده

سیمای در مورد تصمیمش برای ترک همیشگی خانواده تکین اوقلو تجدید نظر می کنه و میخواد که علی رغم اصرار علی واسته
خانواده گونی در مورد شرایط عقد اونا مطلع می شن و نظراتی در مورد موافقتشون با عقد گونی و بانو می دن که گونی رو تحت تاثیر قرار می ده و باعث می شه که گونی تمام تلاششو بکنه بنابراین از بانو جدا می شه

کوزی از روابط سیمای با یکی دیگه باخبر می شه و از طرفی بانو بعد از اینکه گونی ترکش کرد حالش بدتر میشه و ابرو موافقت می کنه که شرایط ازدواج رو نادیده بگیره اگر که گونی برگرده همچنین وعده یک موقعیت خوب در شرکت رو هم به گونی میده. گونی هم کوزی رو در جریان گسترش کارهای تجاریش قرار می ده که در اون برنامه هاش هیچ جایی رو برای کوزی در نظر نگرفته بود .

جمره عاشق کوزی میشه اما بخاطر ی اتفاقایی با باریش ازدواج میکنه اما اخرش باریش و میکشه گونی هم با اینک هنوز عاشق جمره اس بابانو ازدواج میکنه(بانو ب زور خودشو میندازه ب گونی)

سامی از هنان خانوم جدا میشه و یه زن دیگه میگیره گونی فرهاد میکشه که وقتی بانو میفهمه دیونه میشه ،آخرش خودکشی میکنه.

 

گونی به خاطر قتل فرهاد میره زندان وکوزی با جمره عروسی میکنه